خواستم حرمتمان کم نشود اما شد
سدّ این فاصله محکم نشود اما شد
خنده بر لب زدم از روی جنون تا شاید
فرصت گریه .....
خواستم حرمتمان کم نشود اما شدسدّ این فاصله محکم نشود اما شد
خنده بر لب زدم از روی جنون تا شایدفرصت گریه فراهم نشود اما شد
خواستم قصه ی ما چیز عجیبی مثلقصه ی گندم و ادم نشود اما شد
خواستم تا بکشم با رغمت را بر دوشسعی کردم کمرم خم نشود اما شد
وقت رفتن به تو لبخند زدم ثانیه ای
تا دلم بستری از غم نشود اما شد ..

برچسب:
نویسنده: hamed
تاريخ: جمعه
19 آبان
1391 ساعت: 14:38